خطبه 13 مردادماه 96 شهرستان عباس آباد

خرید بک لینک

امکانات وب

خطبه 13 مردادماه 1396 شهرستان عباس آباد

خطیب ارزشمند حجت الاسلام والمسلمین سیدمصطفی محمدی

با موضوعاتی همچون

ولايت اصل مهم اسلام

ولايت فقيه فراترازقانون

ولایت فقیه درتاریخ تشیع

مشروعيت رئيس جمهورى

بابرداشتن تنفيذعزل ميشود

مسئوليت بالاوسنگين خبرنگار

مشروح خطبه دوم شهرستان عباس آباد

خودم و همه نمازگزاران جمعه این هفته را ،به تقوای الهی، به پرهیزکاری ،به خویشتنداری ،به مبارزه با نفس اماره و دوری از گناه و نظم در امورات در زندگی دعوت و سفارش می کنم.

انسان متقی بر مبنای اسلام واقعی حرکت می کند،مبنای اسلام واقعی چیست؟ روایتی از امام صادق آمده است،بني الاسلام علي خمس: علی الصلوه، الزكوه، الصوم، الحج و الولايه امام صادق ،امام ملک و ملکوت می فرماید:بنای اسلام بر پنج اصل و اساس قرار گرفته است،بر نماز،بر زکات،بر حج،بر روزه و ولایت.در ادامه روایت اینگونه آمده است قَالَ زرارة فَقُلْتُ وَ أَيُّ شَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ أَفْضَلُ زراره که یکی از شاگران برجسته امام صادق است می فرماید:از امام صادق سئوال کردم کدام یک از این اصل افضل است؟قال الولایه افضل امام فرمودند:ولایت بر همه اینها افضل است.

یعنی ولایت اصلی است قبول و اجرای اصول دیگر بستگی به آن دارد ،قبولی نماز،قبولی زکات،قبولی روزه و حج بستگی به قبولی ولایت دارد اگر ولایت پذیرفته شده باشد بقیه اعمال ان شاءالله مقبول است و پذیرفته می شود ،اگر ولایت رد شده باشد قطعا بقیه اعمال مردود خواهد شد حتی نماز.

روایت از سیدالساجدین زین العابدین که فرمودند:اگر کسی به اندازه عمر نوح پیامبر عبادت کند طوری که روزها را روزه باشد و شب ها را بین رکن و مقام به نماز بگذارند اما خدا را در حالی ملاقات کند که ولایت را نپذیرفته باشد عبادتش برای او نفعی نداشته و ارزش ندارد.

روایت دیگری از امام صادق است اگر کسی با عمل هفتاد نبی خدا را ملاقات کند اما ولایت را نداشته باشد خدا از او عملی را قبول نمی کند.حالا چه ولایت، ولایت الله باشد چه ولایت، ولایت نبی الله باشد که آن هم از خداست چه ولایت ،ولایت معصوم و ولی الله باشد که آن هم از عنایت خداست،چه ولایت،ولایت در زمان غیبت امام زمان باشد که زیبنده قامت فقیه شده است همه اینها وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا است، که دستور اعتصام به آن داده شده است.

الحمدلله شیعیان همواره با ولایت و تحت زعامت مرجعیت شیعه بودند، ولایت فقها را پذیرفته بودند،ولایت را فراتر از قانون اساسی می دانند،یعنی زمانی که قانون اساسی نداشتیم که ولایت در آن گنجانده شده باشد حتی زمانی که حاکمیت اسلامی نبوده است تاریخ به تبعیت مردم شیعه از ولایت شهادت می دهد. همواره شیعیان تحت امر و تحت ولایت و اطاعت از فقهای جامعه بودند.

اگر آیت الله سیدمحمدطباطبایی در جنگ با روسیه فتوای جهاد می دهد و معروف به آیت الله مجاهد می شود.

اگر آیت الله حاج ملاعلی کنی این مجتهد مجاهد علیه دربار ناصرالدین شاه و استعمار انگلیس دستور مبارزه می دهد.

وقتی آیت الله سیدعبدالحسین لاری با فتوای خودش پنج هزار چریک فارس را علیه انگلیس در جهان رهبری می کند و علیه انگلیس فتوای جهاد می دهد،این یعنی ولایت فقیه.

حکم جهاد را چه کسی صادر می کند؟جزء ولایت فقیه آیا کسی می تواند حکم جهاد صادر کند یا اصلا حکم و فتوا بدهد ؟پس در زمان های مختلف این فقهای جامعه بودند که ولایت داشتند حکم جهاد صادر کردند.

اگر با حرکت و جهاد علما مشروطیت تحقق پیدا کرده است . اگر در قضیه مصدق در برکناری از نخست وزیری آیت الله کاشانی اعلام کردند که اگر قوام ظرف 48 ساعت کنار نرود اعلام جهاد خواهم کرد شخصا کفن پوشیده و پیشاپیش مردم به مبارزه خواهم پرداخت،مردم بازارها را تعطیل کردند به خیابان ها ریختن و حتی در این راه جان خود را فدا کردند و با قیامی در 30 تیرماه مصدق را به نخست وزیری برگرداندند آیا غیر از تبعیت از ولایت این حرکت مردمی چیزی دیگری هست؟

اگر چه مصدق با ولایت نبوده و از ولایت جدا شده و از آیت الله کاشانی فاصله گرفت. در کودتای 28 مرداد از نخست وزیری افتاد و دیگر مردم او را حمایت نکردند چون دیگر آیت الله کاشانی صاحب ولایت آن روز از مصدق حمایت نکرد.

در ماجرای تنباکو که صاحب ولایت آن روز آیت الله مجاهد میرزا محمدحسن شیرازی بود که ایران امتیاز انحصاری خرید و فروش و تهیه توتون و تنباکوی سراسرکشور را به مدت 50 سال به شرکت انگلیسی تالبوت دادند که میرزای شیرازی خطر استعمار و استثمار را احساس کردند با صدور یک فتوای کوتاه این قرارداد را لغو کردند با یک جمله کوتاهی که این میرزای بزرگ نوشت الیوم استعمال تنباکو و توتون، بای نحو کان، در حکم محاربه باامام زمان هست این ولایتمداری مردم بود که آن قرارداد را لغو کرده بود.پس از این فتوا مردم تبعیت از مرجعیت دینی را وظیفه شرعی و خود تکلیف دینی خود می دانستند و قلیان ها را شکستند توتون و تنباکوی فراوانی را به آتش کشیدند.

مگر مرحوم میرزای شیرازی در قانون اساسی به عنوان ولی فقیه مطرح بود؟نه شیعه همیشه در زیر بیرق و پرچم ولی فقیه بود و خواهد بود اصلا میرازی شیرازی در آن روز در ایران نبود در نجف فتوا می دهد این قدرت ولایت شیعی هست که دشمن را مغلوب می کند.تجار که به ولایت فقیه پایبند بودند درب انبارهای تنباکو را باز کردند سرمایه های خودشان را که با پول فراوانی تهیه کردند و پول فراوانی بابت آن داده بودند در خیابان ها ریختند و آتش زدند.حتی زنان حرم سرای ناصرالدین شاه قلیان ها را شکستند وقتی ناصرالدین شاه عصبانی شد که چرا این کار را می کنید گفتند:کسی که ما را به تو حلال کرد امروز قلیان و توتون و تنباکو را حرام کرده است.به این ترتیب امتیاز انحصاری خرید و فروش توتون و تنباکو که به شرکت تالبوت داده بودند لغو شد،دیو استبداد شکست خورد انگلیس استعمارگر با حرکت مردم عقب نشینی کرد اینها از بیداری مردم و روحانیت و مرجعیت واطاعت مردم از مرجعیت دینی و از رهبران دینی حاصل شد.

یعنی هر زمانی مردم با روحانیت و با ولایت و رهبران دینی باشد پیروز خواهند بود وگرنه شکست خواهند خورد.

در این سه دهه انقلاب تلاش دشمن جدا کردن مردم و دور کردن مردم از روحانیت و ولایت بود که الحمدالله موفق نشدند مردم ایران ولایتمداری و دینداری و تبعیت از مرجعیت دینی و ولایت فقیه را نشان دادند.

امام راحل سال 42 قیام می کند و مردم 15 سال پای قیام امام و با فرمان امام ایستادند،این به چه معناست که مردم می آیند 15 سال برای قیام امام ایستادگی می کنند و جان خود را فدا می کنند آیا این جزء تبعیت از ولایت بود؟

اگر مردم انقلاب کردند با فرمان ولایت فقیه بود که در قانون اساسی هیچ جایگاهی نداشت اما در میان شیعیان پایگاه داشت بعد از انقلاب همین مردم شیعه اعلام کردند که براساس اعتقادات دینی و فقه سیاسی شیعه ولایت فراتر از قانون اساسی و رای مردم است.چون قانون اساسی زمانی قابل اجرا می شود و مشروعیت پیدا می کند که امضای ولایت فقیه و تایید رهبر دینی جامعه باشد وگرنه آن قانون کاغذ پاره ای بیش نیست (تکبیرحضار)

یعنی اگر قانون اساسی که نوشته شده است و مردم به آن رای دادند اما اگر ولی فقیه آن را امضاء نکند قابل اجرا نیست.

رای مردم با تنفیذ و تایید ولایت فقیه نافذ است.یعنی اعتبار همه مسئولین سه قوه با حکم رهبری حاصل می شود چون حاکمیت با ولایت است،مسئولیت حکومت با ولایت است،قانون گذاری و قضا و قضاوت و اجرای قانون در اختیار ولایت است ،ولایت فقیه است که بخشی از اختیارات خود را به قوه قضائیه و بخشی از اختیار خود را به قوه مجریه و بخشی را به قوه مقننه می دهد و همه اینها به وسیله رهبری و ولایت مشروعیت دارند.

متاسفانه یکی از اعضای کوچک مجمع کوچک روحانیون اصلاحاتی در مقاله ای تنفیذ ریاست جمهوری را یک کار تشریفاتی دانسته که رهبری حق استنکاف آن را ندارد که بعد از رای مردم و تایید صحت انتخابات توسط شورای نگهبان ،تنفیذ هبری نیازی نیست.لذا تنفیذ رهبری کارکرد مشروعیت بخشی را ندارد و ضرورتی هم برای تنفیذ نیست فقط برای تشریفات رهبری، رای مردم را تنفیذ می کند.

این غلط است چرا که طبق بند نهم از اصل 110 قانون اساسی با امضای حکم ریاست جمهوری توسط ،رهبرمعظم انقلاب این مقام اجرایی برای چهار سال رسما اعتبار و مشروعیت پیدا می کند که این در راستای اختیارات رهبری است که آن را تنفیذ می گویند.تا رهبری معظم رای مردم را تایید و حکم رئیس جمهور را امضاء نفرمایند طبق قانون مقام ریاست جمهوری هیچ صلاحیت و اعتباری برای ایفای نقش اجرایی کشور را ندارد(تکبیرحضار)

حتی تمام مسئولین از وزرا گرفته تا به استاندارها و تا به فرمانداران و مسئولین ادارات اعتباری نخواهند داشت.یعنی در نظام اسلامی بر اساس قانون اساسی و شرع مقدس اسلام حاکمیت و ولایت در زمان غیبت با فقیه جامعه است.حق تصرفات حکومتی با فقیه است.

یکی از شئونات و اختیارت ولی فقیه تنفیذ رای مردم است که اعطای مشروعیت برای حاکمیت رئیس جمهور برای امور اجرایی کشور است که بدون آن اساس حاکمیت رئیس جمهور غیرمشروع خواهد بود.

امام راحل فرمودند: که رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد غیرمشروع است و غیر مشروع که شد طاغوت است.یعنی امضای حکم ریاست جمهوری از سوی رهبر معظم انقلاب نه تنها امر صوری و تشریفاتی نیست بلکه مشروعیت بخشی به مقام دوم نظام اسلامی است.با این تنفیذ رهبری معظم بخشی از اختیارات ولایت فقیه را، به رئیس قوه مجریه که مردم انتخاب کردند تفویض می کند.یعنی اگر رهبری تنفیذ نکند رئیس جمهور هیچ اختیار و حق تصرف و حق حاکمیت ندارد از آنجا که ولی فقیه در برابر خدا و امت مسئول است چنین تفویضی را رافع مسئولیت خود نمی داند بلکه اگر رئیس جمهور به تعهدات خود عمل نکند رهبری حق عزل ایشان را دارد و باید عزل کند این از شئونات ولایت فقیه است.

رهبری در تنفیذ ریاست جمهوری آورده اند که یادآوری می کنم که رای ملت و تنفیذ آن موکول به حفظ و رعایت تعهد به صراط قویم و مستقیم اسلامی و انقلابی است یعنی اگر رئیس جمهور از این صراط قویم اسلامی و از راه مستقیم انقلاب خارج شد تنفیذ رهبری برداشته می شود و رئیس جمهور باید کلیه موازین و جهت گیری و رویکرد برنامه هایی که در دولت دارد با محوریت نظام اسلامی یعنی منویات و هدایت های راهبردی رهبر فرزانه انقلاب تنظیم کند که امام راحل می فرماید تا زمانی رئیس جمهور مورد تایید و در نهایت مشروعیت دارد که در مسیر اسلام و ارزش های انقلاب قرار داشته باشد والا تنفیذ برداشته می شود.یعنی تنفیذ علاوه بر مشروعیت دادن نظارت دقیق عملکرد تا پایان ماموریت دوره می باشد.یعنی رهبری ناظر بر اعمال رئیس جمهور است اگر خطا کند،اگر از مسیر خارج شود او را عزل می کند.لذا رئیس جمهور باید طبق قانون خود را پاسخگوی نظرات و منویات رهبری نظام بداند و تابع محض رهبر معظم انقلاب باشد.این نه اینکه حکم الهی و نه اینکه در قانون اساسی آمده است بلکه این خواست مردم مومن و مذهبی در هندسه نظام شیعی است که خواهان تبعیت و اطاعت محض همه مسئولین خصوصا رئیس جمهور و دولتمردان از مقام معظم رهبری هستند و این را جزء اعتقادات خود می دانند اگر چنین نباشد ،اگر مسئولی با رهبری زاویه بگیرد با همان نسبت مردم با او زاویه می گیرند و هر مسئولی اگر در مقابل رهبری بایستند مردم درمقابل او می ایستند(تکبریحضار)

چرا که در نظام اسلامی ولایت فقیه خط قرمز ماست.

گفتمان امام و رهبری خط قرمز ماست.

عاشورا و دین و اسلام و قرآن خط قرمز ماست.

قانون اساسی خط قرمز ماست.

تبری از فتنه و فتنه گری خط قرمز ماست.یعنی اگر کسی در فتنه 78 و 88 دربرابر قانون اساسی دهن کجی کردند آنها خط قرمز ما هستند که رئیس جمهور هم نسبت به آنها همان برخوردی داشته باشند که ملت با آنها داشته است و آن چه که ضرورت دارد باید رئیس جمهور به وحدت بر محور ولایت اهتمام داشته باشد به فرمان رهبری گردن نهد،اقتصاد مقاومتی را اجرایی کند،تولید و اشتغال را ایجاد کند و به مرحله اجرا برساند و مشکل اقتصادی و معیشتی مردم را حل کند.

در آستانه روز خبرنگار قرار داریم خبرنگارهایی داشتیم در دوران دفاع مقدس جان خود را فدا کردند تا جانفشانی رزمندگان را به تصویر بکشانند.خبرنگارانی در سوریه داشتیم که جان خود را فدا کردند تا حقانیت مقاومت و باطل بودن و جنایت تروریست های تکفیری را به جهان مخابره کنند نباید از جانفشانی خبرنگاران غافل باشیم.

به مناسبت سالروز شهادت محمد صارمی خبرنگار شهید در افغانستان روز 17 مرداد روز خبرنگار نامیده شد که ضمن تبریک به خبرنگاران و تشکر از فعالان در عرصه خبرنگاری باید عرض کنیم که خبرنگاران متوجه وظایف خطیر و سنگین خبرنگاری باشند سیاستی بر دوش دارند که باید به انجام برسانند برای خدمت به مردم و نظام قدم بردارند.

البته نسبت به گزینش خبرنگاری،آموزش خبرنگاری قدمی برداشته شود.

باید برای خبرنگاران کلاس خبرنگاری بگذارند خبرنگاری از نظر آیات و روایات و بررسی بشود تبیین بشود که به قول قرآن هر خبری را مطرح نکنند شایعه پراکنی نکنند خبرها را براساس مصالح اسلام و نظام بنویسند و گزارش های درست بدهند هرکسی را اجازه ندهند در عرصه خبرنگاری ورود کند باید گزینش بشوند چون مسئولیت بسیار بالا و سنگینی بر دوش خبرنگاران است نه اینکه هرکسی از راه برسد یک دوربین و قلم و کاغذی به دست بگیرد و خبرنگار بشود خبرنگار باید علم کافی داشته باشد، بینش بالا و بصیرت عمیق داشته باشد دارای تحلیل سیاسی باشد مصلحت جامعه را تشخیص بدهد مشکلات مردم را به گوش مسئولین برساند و براساس جناحی عمل نکند نون به نرخ روز نخورد قلم خود را نفروشد یک روزی نیایند یک نفر را بزرگ کند و به ناحق هر روز او را به آنتن ببرد و باید نسبت به خبرنگاران و مشکلات آنان رسیدگی بشود مشکلات زیادی هم دارند از نظر معیشتی و مالی،آینده شغلی،امنیت شغلی که به اینها باید رسیدگی بشود.ان شاءالله

امام جمعه شهرستان عباس آباد...

ما را در سایت امام جمعه شهرستان عباس آباد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 13:43

صفحه بندی